آلاچیق

وبلاگ ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خورموج

  

گیرم فرات بگذرد از خاک کربلا 

باور مکن که بگذرد از کربلا فرات 

 

این روزها که می آید دلم بدجور هوایی می شود . حال و هوای دلم خوب نیست و دست دلم به هیچ کاری نمی آید! 

صدای سنج و دمام که در فضای کوچه های شهرم می پیچد و پر چم های سیاه که بوی ماتم را بر دل و دیوارهای خانه ها تکثیر می کند  بوی تو می گیرد چشمانم 

یا حسین!

در این روزهای حزن و اندوه لحظاتی را با اعضای ادبی کانون به مهمانی شعر و واژه ها رفتیم و برای سوگ پروانه ها به اندوه نشستم 

در این مراسم ، اعضای ادبی ،بچه های خوب کانون شعر ها و دلنوشته های زیبای

عاشورایی خود را خواندند .   

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393ساعت13:9توسط فاطمه اسماعیلی | |

بزرگداشت رند شعر فارسی

« حافظ شیرازی »

 

 

 

شعر حافظ همه بیت الغزل معروف است

 

آفرین بر نفس دلکش و طبع سخنش

 

در روز یکشنبه ۲۰مهر ماه ساعت ۱۶/۳۰کانون پرورش فکری کودکان و

نوجوانان خورموج به مناسبت بزرگداشت شاعر و غزلسرای بلند آوازه ی

ایران زمین ، حافظ شیرازی با برگزاری نشست ادبی میزبان حضور مسئول

محترم فرهنگسرای شهید شهریاری خورموج ، اعضای انجمن فایز دشتی ،

اعضای فعال کانون و مربیان این مرکز بود .

 

در این نشست پس از نام خداوند جلیل مربی ادبی مرکز پس از خواندن

غزلی از حافظ  پیرامون شخصیت این شاعر بزرگ صحبت کردند ؛ سپس

مسئول محترم فرهنگسرای شهید شهریاری جناب آقای زارعی  شاعر

مجموعه ی « ای قندترین نمک در این آبادی » با خوانش غزلی زیبا از حافظ

درباره ی زندگی این شاعر خوش آوازه سخن گفت و بعد به ترتیب مهمانان

ویژه ی این مراسم  سرکار خانم ناظری و خانم خواجه از شاعره های توانا

و اعضای فعال مرکز اشعار زیبای خود را به مهمانی شعر و واژه بردند .

 

از دیگر برنامه های این نشست تفال به حافظ  بود که هر کدام از اعضاء و

مربیان با شور و شوقی وصف نشدنی این کار را انجام دادند .

 

در پایان تمام مهمانان با قرائت فاتحه به روح حافظ و نیت کردن کنار درختی

که ابیات زیبای شعرهای حافظ از آن آویزان بود فال گرفتند و با چیدن این فالها

از شاخه های درخت غزلیات زیبای لسان الغیب ، تفال خود را خواندند.

 

روزی بود به یاد ماندنی و هرگز فراموش نشدنی ... و چون لحظات واپسین

رسید کاممان را با نبات و چای دم کشیده در قوری روی سماور شیرین کردیم

 تا شیرینی این روز همیشه در ذهنمان یادگار بماند .

 

 

 بقیه ی تصاویر در ادامه ی مطلب ....

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه سوم آبان 1393ساعت10:42توسط فاطمه اسماعیلی | |

نون و القلم و ما یسطرون

 

و می خواست که حرف به وجود آید و کلمه شکوفا شود تا جمله ای برای توانایی قلم ساخته شود.

پس فرمود: قسم به قلم و انچه که  از عطر نوشتن می تراود.

 

امروز 15 تیرماه 93  ساعت 10 صبح  روز یکشنبه به مناسبت بزرگداشت روز قلم با حضور گرم و صمیمانه ی اعضای خوب و همراه همیشگی نشست های ادبی ،  انجمن ادبی روز قلم برگزار شد. طی این نشست دوستانه که اجرای این برنامه توسط عضو فعال و با سابقه ی ادبی ساجده رستمی بود اعضا به خوانش سروده ها و دلنوشته های سراسر پر از احساس خود پرداختند.

 

خوانش محبوبه طاهری- سکینه رستمی- علیه بابلی- فایزه هاشمی- زهرا صابری- فاطمه معصومی و مطهره لطیفی زینت بخش این محفل  شاعرانه بود.

 در پایان ضمن بزرگداشت این روز مانا و به یاد ماندنی از خداوند منان آرزوی توفیق روز افزون و صحت و سلامتی برای این عزیزان خواستار شدیم.

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت10:8توسط فاطمه اسماعیلی | |

به مناسبت ارتحال جانسورز حضرت امام خمینی (ره)در تاریخ 13 خرداد ماه 1393 با برگزاری مسابقه ی مشاعره طره ی نسیم ( اشعار امام) و اشعار آزاد با حضور گرم و صمیمانه ی اعضای آفرینش های ادبی کانون پرورش فکری میزبان بیش از 50 نفر از اعضای مرکز بودیم.

آغاز برنامه ذکر حضرت اله بود . سپس شعری به مناسبت رحلت امام توسط مربی ادبی ومعرفی اعضای شرکت کننده که خانم ها سیده محبوبه طاهری - ساجده رستمی و فاطمه یوسفی بودند شروع برنامه بود.

در این مسابقه به دلیل حضور ذهن بالای اعضا و حفظ اشعار زیبا و نو هر سه شرکت کننده به عنوان برگزیده معرفی شدند. که ضمن تشکر از انها هدایایی به رسم یاد بود به آنها تقدیم شد.

در پایان ضمن تشکر و سپاس از تمام اعضا خواستار روز هایی پر از خاطرات شیرین برای همه ی دوستان شدیم

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت12:16توسط فاطمه اسماعیلی | |


ای معلم ای سراسر آفتاب                         ای خدای عشق ای ام الکتاب

در کتاب دل نویسم با مداد                        ای معلم روز تو تبریک باد

 

ورق های دفتر من سیاه می شوند و گیسوان تو سپید/من قد می کشم تا تو نفس می کشی/

هر روز در تو پیامبری با من سخن می گوید که چشمهایش از بی خوابی سرخ اند/ آه

در کلاس درس تو حتی  تخته سیاه رو سفید شد/ من هنوز شرمنده...../ چقدر خسته ات کردم....

 

 در تاریخ 11/02/1392  صبح روز پنجشنبه  ساعت 9 در مرکز فرهنگی هنری خورموج در روز سترگ و شکوهمند مقام معلم  با بر پایی انجمن ادبی با حضور اعضای آفرینش های ادبی این روز مانا در برگهای تقویم  را با محفلی دوستانه گرامی داشتیم.

ضمن خیر مقدم  وشادباش این روز ، پیرامون زندگی استاد شهید مرتضی مطهری این وارسته معلم و اسطوره ی تاریخ، اعضا به خوانش دلسروده های خود پرداختند:

از کسانی که در این انجمن به خوانش پرداختند: ساجده رستمی –فایزه هاشمی-زهرا صابری- محبوبه طاهری-مطهره لطیفی- طیبه قائدی....... بودند.

از جمله برنامه ی  معرفی کتاب "داستان راستان"استاد شهید مرتضی مطهری برای مطالعه ی اعضا در این انجمن بود.

در پایان ضمن سپاس از شرکت اعضا در این نشست برای معلمین دلسوز توفیق رو زافزون را آرزو کردیم.

بقیه تصاویر را در ادامه مطلب ببینید....

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت11:40توسط فاطمه اسماعیلی | |



همزمان با بزرگداشت شاعر پر آوازه و بزرگ ایران زمین

فرید الدین عطار نیشابوری شاعر قرن ششم و اوایل

 قرن هفتم هجری . در روز پنجشنبه مورخ 21/01/93

 ساعت 9 صبح در مرکز فرهنگی هنری کانون پرورش

 فکری کودکان و نوجوانان انجمن ادبی با حضور اعضای

 آفرینش های ادبی برگزار شد. در این انجمن ابتدا از

زندگی و افکار عطار و سپس آثار او برای اعضا صحبت

 شد سپس بچه ها به خوانش آثار و دلنوشته های خود پرداختند.

در پایان این انجمن ، رباعیات خیام را که  بر روی کاغذ های کوچک

 رنگی به صورت طومار درست کرده بودیم  نوشته شده بود برای

 یادگار از این روز به یاد ماندنی به اعضا هدیه دادیم.

 اسامی کسانی که در این انجمن به خوانش پرداختند به شرح زیر است:

محبوبه طاهری دو شعر بسیار زیبا

مهدیه ملکیان یک شعر سپید و متنی ادبی زیبا

زهرا صابری، فائزه هاشمی،نگار حداد، فاطمه معصومی زهرا  و علیه بابلی

 نیز  متن های ادبی با احساس و شاعرانه را خواندند.

بقیه تصاویر را در ادامه مطلب ببینید ...

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت12:7توسط فاطمه اسماعیلی | |




همزمان با فرا رسیدن دهه مبارک فجرهفتمین " صبح شعر و داستان از قطره تا دریا " با حضور شاعران به نام شهرستان دشتی و اعضای فعال ادبی این مرکز صبح روز پنجشنبه ساعت 9:30 دقیقه در سالن این مرکز برگزار شد . از مهمانان این ویژه برنامه سرکار خانم صدیقه زیارتی بانوی دو بیتی سرا با مجموعه ی سمفونی باران و جناب آقای مهدی شیخیانی  از شاعران به نام محلی سرای دشتی بزرگ و جمعی از دوستان شاعر بودند . که ضمن شعر خوانی به نقد آثار ادبی اعضا نیز پرداختند. در این نشست دوستانه و صمیمی عزیزانی که در زیر ذکر نامشان مزین کننده ی این صفحه است به خوانش سروده ها و دلنوشته ها و داستان های زیبای خود پرداختند:

دوستان خوبم: فائزه هاشمی -محبوبه طاهری _نگار حداد_مطهره لطیفی و سرکار خانم صدیقه زیارتی-و جناب آقای سعید شیخیانی - مهدی شیخیانی و ایرج ابراهیمی.

در پایان ضمن ابراز خرسندی و تشکر از مهمانان این برنامه از خداوند توفیق آن را خواستیم تا اگر عمری باقی باشد سالهای آتی نیز برگزار کننده ی این صبح شعر و داستان باشیم " از قطره تا دریا"


+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت10:13توسط فاطمه اسماعیلی | |

یلدا چه اتفاق قشنگی است خوب من

افتاده توی قهوه ی با تو نشستنم

 

لب می زنی به تلخی فنجان قهوه ات

لب های گر گرفته ی فنجان منم ، منم

 

بازهم یلدا این دختر گیس بلند شب های آخر پاییز از راه می رسد و ما نیز دوباره می آییم

تا میوه ی سربسته ی حرفهایمان را روبه روی هم بگذاریم تا طعم شیرین دوستی را به

کام زمستانی روزگار بچشانیم و در آن انار محبت را دانه کنیم و سرخی عشق را نثار نگاهای

مهربان. یلدا شب نگاهای داغ بزرگتر هاست در چشمان کودکان که اوج می گیرد و بالا می رود

.و به ما می گوید که یلدا مجالی است برای تکرار هر آنچه ، روزگاری سر مشق خوبی هایمان

بوده اند و امروز بر روی طاقچه ی عادت هایمان غبار می گیرند.

روز شنبه عصر ساعت 4 بعد از ظهر در کانون با برپایی یلدای قصه میزبان مهمانانی بودیم از

جنس نور و آبی آسمان . میزبان خنده های قشنگ بچه ها و خانواده هایشان و میزبان شعر های

زیبای شاعران و نویسندگانی شهر دشتی.طبق معمول با غزلی از حافظ برنامه آغاز شد و درباره

فلسفه ی شب یلدا برای مهمانان حرف زدیم و بعد از ان قصه ی آرش کمان گیر را که خانم منصوری نژاد

قصه گویی کرد شنیدیم سپس شعر خوانی مهمان ویژه ی این برنامه شاعر توانمند و خوش لهجه ی  

شهرستان دشتی که با همان گویش محلی برایمان شعر خواند فضای برنامه را گرم تر کرد. در پایان

 با فالهایی از حافظ و انار و تخمه ی شب یلدا از مهمانان پذیرایی شد. و عکس یادگاری که با تمام

مهمانان گرفته شد در قاب یلدا به یادگار ماند . برای روزهایی که بیایند و ما نباشیم

 

 

                     

 

+نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1392ساعت10:39توسط فاطمه اسماعیلی | |

 

 

 

حسرت پرواز بر بالم نشست            بغض عاشورائیم در هم شکست

 

شعر من از خاطرات مرده نیست        ماجرای عاشقی افسرده نیست

 

شعر می گویم به میلاد عطش           شرحی از طغیان و بیداد عطش

 

دل به مرگ لاله ها عادت نداشت     مرگشان داغی بر این باور گذاشت

 

همنوا با آتش و خون است دل           از تبار بید مجنون است دل

 

اشک سرخ من برای لاله هاست     فصل شیون در بهار ناله هاست

 

ظهر عاشوراست لبها سوخته        چشم زینب بر برادر دوخته

 

گفت یا عباس طفلان تشنه اند         وارثان دین و ایمان تشنه اند

 

پا نهاد عباس بر روی رکاب                رفت سمت علقمه آورد آب

 

مشکهای تشنه را سیراب کرد       رو به سوی خیمه کرد آن نیکمرد

 

ناگهان بر قلب مشکش تیر خورد          دستهای سبز او شمشیر خورد

 

سبز پوش من به خون آغشته شد       با لبی تشنه در این ره کشته شد

 

گریه کن آری که نعش یاس نیست         دستهای حضرت عباس نیست

 

آن شب آنجا ابر حتی تشنه بود          در نگاه آسمان هم دشنه بود

 

نینوا آن شب حدیثی تازه داشت       عشق فرداهای پر آوازه داشت

 

عشق را از هر طرف خنجر زدند    دشنه بر قنداقه ی اصغر زدند

 

کربلا فردای آن شب بی خبر         از دل خونین زینب بی خبر

 

کربلا یعنی محبت ، عشق درد      یک جهان ضجه به روی نعش مرد

 

کربلا یعنی فقط یک قطره آب؟      این سئوال تا قیامت بی جواب؟!!

 

  

ندا حقیقت

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت10:46توسط فاطمه اسماعیلی | |

 

مسافر

 

وقتی شب خورشید می خوابه

ماه میاد جاشو می گیره

توی ساحل یه مسافر

توی دست غم اسیره

 

مرد خسته تو دل شب

قصر ماسه ای می سازه

موجی از دریا میاد و

قصر ماسه ای می بازه

 

مرد تنهای جزیره

آسمون رو دوس نداره

آخه سخته پا به پای

ابر آسمون بباره!

 

مرد تنهای مسافر

کوله بارش پر درده

تموم امیدش اینه

که یه روزی برمی گرده

 

وقتی شب خورشید می خوابه

تو بیا به آسمونم

تو باشی تو این جزیره

تا ابد پیشت می مونم

 

دختر نجیب دریا

بیا دیگه دیر فردا

اگر دیر بیای می بینی

یه جنازه مونده تنها؟!!

 

فاطمه اسماعیلی



+نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1392ساعت10:0توسط فاطمه اسماعیلی | |